تبليغاتX
VESAL-E-ESHGH

VESAL-E-ESHGH

مناجات با خدا

بارالها!

در پیشگاه تو ایستاده‌ام،

و دست‌هایم را به سوى تو بلند كرده‌ام،

آگاهم كه در بندگى‌ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى‌ات سستى كرده‌ام،

اگر راه حیا را مى‌پیمودم از خواستن و دعا كردن مى‌ترسیدم ...

ولى … پروردگارم!

آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى‌خوانى،

و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى‌دهى،

براى پیروى ندایت آمدم،

و به مهربانى‌هاى مهربان‌ترین مهربانان پناه آوردم.

و به وسیله پیامبرت كه او را بر اهل طاعتت برترى داده، و اجابت و شفاعت را به او بخشیدى،

و به وسیله برترین زن،

و به فرزندانش، كه پیشوایان و جانشینان اویند،

و به تمامى فرشتگانى كه به وسیله اینان به تو روى مى‌كنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را كه خاصان درگاه تواند، وسیله قرار مى‌دهند، به تو روى مى‌آورم.

پس بر ایشان درود فرست،

و مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار،

و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،

پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى‌شود قرار دادم

اگر با این همه، خواسته‌ام را رد كنى، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى‌گردد،

همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده،

و آقایى كه از بنده‌اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى‌زند .

واى بر من اگر رحمت گسترده‌ات مرا فرانگیرد،

اگر مرا از درگاهت برانى، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟

اما... اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى كه لغزش بنده‌اش را نادیده انگاشته و به او رحم كرده است.

در این حالت نمى‌دانم كدام نعمتت را شكر گزارم؟

آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته‌هایم را بر من مى‌بخشایى؟

یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى‌افزایى؟

پروردگارا!

خواسته‌ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است كه:

گناهان گذشته‌ام را بیامرزى،

و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى،

و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیر خاك‌ها خفته‌اند، ببخشى .

تنهایى‌شان را با انوار احسانت از بین ببر،

و وحشتشان را با نشانه‌هاى بخششت به انس بدل كن،

و به نیكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش،

و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن،

تا به لطف و مرحمتت از خطرات قیامت در امان باشند،

به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان،

و بین من و آنان در آن نعمت گسترده شناسایى برقرار كن،

تا مشمول شادمانى گذشته و آینده شویم.

آقایم!

اگر در كارهایم چیزى سراغ دارى كه مقامشان را بالا مى‌برد و بر اكرامشان مى‌افزاید، آن را در نامه اعمالشان قرار ده،

و مرا در رحمت با آنان شریك كن،

و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان كه مرا در كودكى تربیت كردند.

منبع:سایت امام رضا علیه السلام

آناهیتا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 7:26 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

ارزش اخلاص درعمل

 

امام صادق (ع) مي فرمايد: «آغاز جواني ام بود كه پدرم امام باقر (ع) در حال طواف بودند كه به من بر خورد كردند، من خيلي در تلاش و تكاپوي انجام دادن عملي بودم.حضرت دست به دوشم نهاد و فرمود: پسرم، خداوند كم خالص را هم مي پذيرد.»

«اصابه» يعني عمل برمبناي صواب «ثواب» به معناي جزاي عمل است و «صواب» به معناي خوب بودن عمل است. در روايت پيشين آمده كه خوب بودن عمل، خوف از خداست، يعني انسان كاري را فقط براي خدا انجام بدهد كه مبادا، از چشم خدا بيفتدو نيت او هم درست و صادق باشد. پس از آن نيز بايد برعمل باقي بماند، مثلا شروع كردن كاري براي امام حسين (ع)، آسان است، اما باقي بودن بر عمل و خالص كردن اين عمل، سخت تر است. مع الاسف ما بسياري ازكارها را به خوبي شروع مي كنيم ولي در ادامه به بي ارادگي كشانده مي شويم در روايت پيشين، عمل خالص، عملي دانسته شده كه انسان، در آن به اميد مدح كسي نباشد و فقط خدا را در نظر داشته باشد. از چيزهاي نامطلوب در سابق، اين بود كه در تلويزيون گاهي مي گفتند:«هدف ما جلب رضايت شما است!» در غرب اين را بسيار تبليغ مي كنند. بر سر درمغازه ها، موسسه ها و خيلي از جاهاي ديگر نوشته اندرضاي شما، هدف ما است.» بايد رضاي خدا هدف ما باشد، اگر خدا را داشته باشيم مردم را هم خواهيم داشت، اما اگر مردم را داشته باشيم، معلوم نيست خدا را داشته باشيم. افراد مخلص اگر به مسجد هم مي آيند، براي اينكه مردم بگويند آفرين! نيست، عزاداري آنها نيز براي مردم نيست و تنها خدا را در نظر مي آورند.نيت برتر از عمل است، چيزي است كه انگيزه انجام دادن كار مي شود و از اهميت بسياري برخوردار است، يكي از بازاريها كه تصميم داشت به حج برود، گفته بود.«برويم مكه، براي اعتبار بازار خوب است!» بايد توجه داشت كه اين حج هيچ نمي ارزد و تنها مصرف كردن پول است، زيرا نيت آن پاك نيست.در دوران دبيرستان، معلم فارسي ما مي گفت:« نماز بخوانيد، فوايد بسياري دارد، براي كمر خوب است! آيا مي دانيد روز كه ما ايستاده ايم آرام آرام كوچك مي شويم؟ آيا مي دانيد شب كه مي خوابيم، درازتر مي شويم؟ چون در روز، جاذبه زمين ما را به سوي خود مي كشد و ماكوتاه مي شويم، ولي شب كه مي خوابيم، اين گونه نيست. وقتي صبح تا شب ايستاده ايد،خون بايد به همه جا از جمله مغز برسد. مغز، بيشترين بخش خون را نياز دارد. وقتي به سجده مي رويد، خون به مغز مي رسد و انسان سرحال مي آيد!» آيا اين حقيقت نماز است؟آري، وقتي انسان به سجده مي رود، خون به سرمي آيد، ولي نماز بزرگ تر از اين سخنان و در واقع، دل دادن به خداست. خداوند امر فرموده كه نماز بخوانيم و ما نيز مي خوانيم. اگر براي مغز هم مفيد باشد، چه بهتر!در ادامه حديث شريف آمده است:« آگاه باش كه نيت، خود عمل است.» امام (ع) نيت را جزء عمل به شمار مي آورند.امام علي (ع) نيز، همين دو ركعت نماز صبحي كه ما مي خوانيم، مي خواند، آن نماز به دنيا و مافيها مي ارزد. براي پيروزي اسلام، شمشيرهاي بسياري زده شد، اما پيامبر (ص) مي فرمايد:« ضربه علي يو م الخندق، افضل من عباده الثقلين، ضربه شمشير علي در روز خندق، از عبادت اولين و آخرين بهتر است.» برخي گمان مي كنند ضربات آن حضرت محكم و كاري بوده است كه باعث اين سخن شده است، اما آن حضرت نهايت كاري كه كردند، گردن طرف مقابل را زده يا پايش را قطع كرده اند، چگونه اين از عبادات همه بهتر است؟ درباره انگشتري كه آن حضرت در نماز به فقير دادند، مي گويند: قيمت اين انگشتر، خراج شامات بود!! امام خميني (ره) مي فرمود:« اصلا چنين انگشتري را امام علي (ع) در دست مي كرد؟» آن امامي كه لباس گران قيمت نمي پوشيد و وقتي مي گفتند: چرا؟ مي فرمود: «فقيرتر از ما هم هست» آيا او چنين انگشتري در دست مي كند كه خراج شامات باشد؟!بهتربودن اعمال آن حضرت، به خلوص او بر مي گردد. نيت هيچ كس مثل او صادقانه نبوده است. امام سجاد (ع) غبطه مي خورد و مي فرمايد:« چه كسي مي تواند مانند علي (ع) عبادت كند؟! »و به سبب نيت خالص است كه فرموده اند:« اگر به قدر بال مگسي اشك از چشم تو براي حسين (ع) سرازير شد، جهنم برتو حرام است و اگر آن اشك را برجهنم بريزند، حرارت آن را دفع مي كند.»


«اخلص العمل فان الناقد بصير خبير، عمل را خالص كن، چون آن كسي كه فردا اينها را به نقد تبديل مي كند، خوب مي فهمد كه چقدر براي اوست.» حتي در روايت آمده است:«گاهي از اوقات، ملائكه عملي را جزء كارهاي خوب مي نويسند و حتي از آسمان اول و دوم و نيز همه صافيها رد مي شود، ناگهان گفته مي شود كه آن عمل را بر سرش بزنيد، چون براي من نبود.»از مباحثي كه بسيار دوست داشتني ومفيد است، بحث توحيد است. توحيد واقعي به آن است كه فقط خدا را بپرستيم و تنها از او بترسيم و به غير او اميد نبنديم و ولايت او و جانشين او را بپذيريم. اين گونه است كه معتقديم اگر توحيد را پذيرفته باشيم، بايد ولايت فقيه را بپذيريم. بايد از خدا بخواهيم ولي فقيه ما را حفظ كند و دستشان را به دست حضرت صاحب (عج) برساند، راه موحد بودن همين است. محبت به خاندان وي، محبت به خدا محسوب مي شود و بايد بكوشيم همواره در مسير اهل بيت (عليهم السلام) باشيم.

  آناهیتا                                                                                                                         

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 7:11 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

دین و زندگی

تا گرفته مُلک زاهريمن قوام
زندگی چه‌بْوَد ؟ ظلام اندر ظلام
هفت اگر مانَد ، وگر خود هفت‌صد
مسلم از هستی نيابد هيچ کام
شادمانی از ميان بربسته رخت
رقص و آوای ِ طرب ، گشته حرام
بيهُده ، ماهی دو ، باشدمان عزا
بر شهيد ِ سيّد ِ آل ِ کرام
کيست امّا اين شهيد ِ زنده‌کُش
بهر ِ ما ايرانيان ؟ اُمُّ الخِصام
يک‌طرف ، کشته حسين ِ تشنه‌لب
مُلجم آن‌سو کرده خلوت با قُطام !
ربط ِ آن با ما چه باشد ؟ هيچ ؛ هيچ
نکبتی می‌بارد ، از خونين غَمام
زندگانی ، مرگ‌زاری بيش نيست
زير ِ سايه‌یْ قدسی ِ اين بی‌لگام

نقل‌واری دارم از انديشمند
درخور ِ يک‌عمر فکر است اين کلام :
می‌رويم اندر سرای ِ آخرت
جای ِ دنيا آمدن , از بطن ِ مام !
تا بُوَد اين دين ، نباشد زندگی
دين بهل ، گر زندگی خواهی ؛ تمام !!

پریا سارا
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 9:6 AM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

ایمان و تقوا عاملی است که هر وقت قوت بگیرد اعمال صالح بیشتر، شایسته تر، صادقتر و بهتر می شوند و انسان با لذت بیشتری آنها را انجام می دهد و هر چند این تقوا ضعیفتر شود اعمال صالح کمرنگ تر می شود، انسان سست می شود و از طاعات و عبادات خودش لذت نمی برد همانطور که همه اسباب و وسایل و بطور کلی همه چیز در این دنیا فرسوده و کهنه می شود و نیاز به تجدید دارد و ضروری است که گرد و غبار از روی آن اشیاء زدوده شود تا آن روشنایی و جلای قبلی بدست بیاید، ایمان تقوای ما نیز قطعا و مسلما به مرور زمان کهنه می شود و گرد و غبار می گیرد .لذا نیاز است که آنرا تجدید و نو کنیم

پیامبر صلی الله علیه وسلم  می فرمایند « ایمان در باطن و درون شما پوسیده و کهنه می شود مانند لباس که کهنه می شود پس از خدا بخواهید که ایمان را در دلهایتان تجدید و نو بکند »

در این جزوه بطور مختصر به علائم و نشانه های ضعف ایمان، عوامل و اسباب ضعف ایمان و راههای علاج آن اشاره می کنیم

الف) علائم و نشانه های ضعف ایمان :

1- اصلی ترین نشانه ضعف ایمان ؛ سخت شدن و سنگ شدن دل است . سخت شدن دل یعنی اینکه دل در برابر چیزهایی که انسان را به خدا و قیامت نزدیک می کند اثر نپذیرد و در برابر پند و اندرز و موعظه متأثر نشود .

2-  عدم تردید و درنگ در برابر گناه و معصیت یعنی فرد،گناهان را بدون ترس و واهمه انجام دهد .پس اصرار بر گناه و کثرت و تنوع گناه بطوری که هر گناهی که بتواند، انجام دهد نشانه ضعف ایمان فرد است .اما انسانی که ایمانش قوی باشد بعد از بارها وسوسه شدن نهایتا شاید قدمش بلغزد اما زود پشیمان می شود و توبه می کند و سعی می کند دیگر مرتکب آن گناه نشود .

3- عدم اتقان در عبادت یعنی عبادات و طاعات را بدرستی انجام ندادن و رعایت نکردن شرایط، ارکان و کیفیت و کمیتی که در عبادات از ما خواسته شده است .

4-  بی حالی و کسالت و بی میل و رغبت بودن در انجام عبادات .یکی از صفات منافقین که در قران به آن اشاره شده است کسالت و تنبلی آنها در نماز است { وَ اِذَا قَامُوْا اِلَی الصَّلاةِ قَامُوْا کسَالَی } .رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند : دعای کیسکه قلبش از خدا غافل است و مشغول چیز دیگری است و فقط دستها را بالا برده و کلماتی که از بر دارد را می خواند، قبول نمی شود .پس در اوراد و اذکار و دعاها دل و زبان را با هم آمیخته و بعد، از خدا طلب کنیم .انسان مؤمن نه تنها به فرائض بلکه به نوافل نیز اهمیت می دهد زیرا می داند که با نوافل به خدا نزدیک می شود و خدا او را دوست می دارد همانطور که خداوند در حدیث قدسی می فرماید « همواره بنده من نوافل و سنتها را انجام می دهد و تا جایی استقامت می کند که من او را دوست می دارم و به من نزدیک می شود» 

5- از دست دادن فرصتهای مناسب مانند صلوات بر پیامبر صلی الله علیه وسلم در روز جمعه، حضور در نماز جنازه و شرکت در نماز عید فطر و قربان و..

6- عدم سعه صدر و عدم آسانگیری در برخوردها :

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند  « اَلإیمان الصَّبْرُ وَالسَّماحَةٌ » ایمان صبر و سماحت است . صبر ؛ بردباری، تحمل و شکیبایی است و سماحت ؛ سهل و آسانگیری است .یعنی خشک و یک دنده نبودن و عفو و گذشت داشتن و همچنین فرمودند « خدا رحمت بفرماید به مردی که در کارها و برخوردهای خودش سمح ( آسانگیر ) است، هر گاه بفروشد و هرگاه خرید کند و هرگاه حتی حق خودش را طلب کند » ( بخاری ) .در دعای شب قدر نیز که پیامبر صلی الله علیه وسلم به عایشه یاد دادند اشاره به یکی از صفات خداوند یعنی عفو و گذشت شده است .همچنین

 پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند : «مؤمن کسی است که هم خود او با کسی انس و الفت می گیرد و هم دیگران با او الفت می گیرند و خیری هم در کسی نیست که نه با کسی انس و الفت می گیرد و نه دیگران با او انس می گیرند و بهترین مردم کسی است که نفع و سود او به دیگران بیشتر باشد» ( آدم وقتی تندخو و سختگیر باشد نه او می تواند با کسی سازگار باشد و نه کسی می تواند با او سازگار شود .)

7- محبت به جاه، مقام، نشان و افتخارات زیرا انسان مؤمن دنبال جاه و مقام نیست و اگر هم گاهی ناخواسته مقامی به او سپرده شود یا خودش تشخیص داد که در یک پستی می تواند فعالیت کند، بعنوان یک فرد خدمتگزار احساس مسئولیت می کند .پس جاه طلبی و افتخار به مقام و اینکه بخواهد مردم جلو او بلند شوند از ضعف ایمان است . روزی از روزها معاویه بر عبدالله بن زبیر و ابن عامر وارد شد .ابن عامر جلو معاویه بلند شد اما عبدالله بن زبیر بلند نشد .معاویه به ابن عامر فرمود بنشین ای ابن عامر زیرا من از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمود : «کسیکه دوست داشته باشد و بخواهد و علاقمند بر این باشد که دیگران جلو او قیام کنند پس خودش را آماده دوزخ و جهنم کند .» انس بن مالک می گوید : که صحابه کرام کسی گرامیتر و محبوبتر از پیامبر صلی الله علیه وسلم نداشتند اما جلو پیامبر صلی الله علیه وسلم بلند نمی شدند چون ایشان دوست نداشتند .

8- شح از نشانه های ضعف ایمان است . شح ؛ نهایت بخل و حرص است .پس شح از بخل و بخیلی شدیدتر است.رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : « در دل انسان شح و ایمان به هیچ عنوان و ابداً یکجا جمع نمی شوند »

9- دو رنگ و دو رو بودن .انسان دوچهره ضعیف الایمان است .اگر کسی به این حالت دچار شود کم کم به سمت نفاق می رود و یکی از صفات منافقین این است که آنچه در دل دارند به زبان نمی آورند و آنچه بر زبان می آورند در دل ندارند .

10- بی توجهی به حق و حرمتهای پروردگار . یعنی انسان ضعیف الایمان در برابر معاصی و فحشاها بی تفاوت است و یا بدتر از آن، چون خودش اهل گناه است از شنیدن رواج معاصی و فحشا در جامعه خوشحال می‌شود .انسان مؤمن حداقل موضع گیری او در قبال گناه انکار قلبی است . رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : « اگر گناه و معصیتی در زمین (هر کجای زمین) صورت بگیرد کسی که آنجا حاضر باشد و صحنه را ببیند بعد آنرا انکار کند و ناپسند ببیند گویا که او اصلاً ناظر و حاضر بر آن صحنه نبوده است و کسیکه غایب باشد و صحنه گناه و معصیت را نبیند اما بشنود که در فلان نقطه فلان معصیتی که در آن خشم خداست صورت گرفته و از آن راضی شود گویا که ناظر بر آن صحنه بوده و شریک در جرم است .»

11- خوشحال شدن و لذت بردن از مشکلات و سختیهایی که بر سر یک مسلمان وارد می شود .زیرا خوشحال شدن از مشکلات دیگران ناشی از حقد، حسد و کینه است که همه اینها نشانه ضعف ایمان می باشد.

12- تحقیر و کوچک شمردن اعمال صالح

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : «چیزی از خوبیها را کوچک نشمار حتی اگر شده که با برادرت با چهره خندان و گشاده برخورد کنی» زیرا اصل، قبول شدن از ماست .رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : «اگر کسی آن چیزی که موجب آزار و اذیت مسلمین را فراهم می آورد  از سر راه مسلمین بردارد برای او نزد خداوند یک حسنه نوشته می شود  و کسی که در درگاه خداوند آن عملش پذیرفته شود بخاطر همین عمل مقبول به درگاه خداوند، وارد بهشت می‎شود.»

13- کوچک شمردن گناهان

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : « بر حذر باشید از گناهان کوچک زیرا همین گناهان کوچک آنقدر جمع می شود تا اینکه انسان را هلاک می کند »

14- عدم اهتمام به قضایای مسلمین بصورت کلی (‌جهانی ) .یعنی فرد نسبت به مشکلاتی که برای مسلمین در هر نقطه جهان پیش می آید بی تفاوت باشد .رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند : « مؤمن نسبت به اهل ایمان (مؤمنین دیگر) به مانند سر نسبت به تن است»‌ (اگر سر یا اعضای دیگر بدرد بیاید تمام تن آدمی بدرد می‌آ‎ید)

15- عدم توجه به خود دین از لحاظ عمل کردن و خدمت به دین .انسانی که ایمانش ضعیف است اصلا فکر نمی‌کند که او درباره اسلام و گسترش آن مسئول است.

16-  موضع گیری انسان در برابر سختی ها که بر سر خودش می آید .خداوند می فرماید : « قطعاً ما شما را مورد آزمایش قرار می دهیم یا نا امنی ایجاد می کنیم یا خشکسالی یا زیانهای مالی و جانی یا کمی در ثمرات شما، و بشارت بده به صابرین آنهایی که هنگام مصیبت می گویند : ما از آن خداییم و بسوی او باز می گردیم»

17-  مجادله و بحث و گفتگوهای بیهوده و بی هدف

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: « کسیکه مجادله و گفتگو و منازعه را ترک کند در حالی می داند حق با او نیست خداوند برای او خانه ای در حول و حوش بهشت بنا می کند و کسیکه گفتگو و منازعه را ترک کند در حالی که بر حق است اما طرف مقابل نمی پذیرد خداوند برای او خانه ای در وسط بهشت بنا می کند و کسیکه اخلاقش را خوب کند خداوند در بالاترین درجه بهشت قصری برای او بنا می کند  »

ب) اسباب و عوامل ضعف ایمان :

1- مهمترین علت و سبب ضعف ایمان که از همه مؤثر تر است فضا و محیط می باشد .آنچه که انسان می بیند و می شنود و حتی می بوید بر دل اثر می گذارد .رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود : « دل انسان از دیگ در حال جوش سریعتر و بیشتر می جوشد»

2- پرداختن و مشغول شدن شبانه روزی و تعلق دل به دنیا .حسن بصری ( از کبار تابعین ) می گفت:  « برادران مؤمنم از اهل خانواده برایم عزیزتر هستند چون اهل خانواده ام همیشه مرا بیاد دنیا می اندازند اما برادران دینی ام مرا به یاد آخرت می اندازند .»  البته این بدین معنی نمی باشد که دنیا کلا فتنه است و باید آنرا رها کرد زیرا انسان می تواند از همین دنیا برای بدست آوردن آخرت استفاده کند همانطور که ابوبکر و عثمان و عبدالرحمن بن عوف با پول برای خود بهشت خریدند خدیجه رضی الله عنها با پول خودش از رسول الله صلی الله علیه وسلم پشتیبانی می کرد اما در مقابل اینها، کسانی هستند که طلا و نقره ( اموالشان ) را ذخیره می کنند و انفاق نمی کنند که خداوند می گوید آنها را به عذاب دردناک بشارت بده .

3- آمال و آرزوهای دور ودراز .از علی ( رض ) روایت شده که می فرمود : « من از دو چیز بر شما هراس دارم  :

1- پیروی از هوا و هوس 2- آمال و آرزوهای بلند و دور و دراز .» پیروی از هوا و هوس انسان را از رسیدن به حق باز می دارد و آمال و آرزوهای دور و دراز انسان را از آخرت غافل می گرداند .

ج ) علاج و درمان ضعف ایمان :

1- اصلی ترین عامل قرآن است .همان طور که خود خدا قرآن را به عنوان شفا ذکر می کند .همچنین می گوید که آیات قران باعث افزایش ایمان مؤمنین می شود .برای تاثیر گذاشتن قرآن بر روی دلها باید قرآن را با تدبر و معنا خواند و یک آیه را بارها تکرار کرد تا اثر مؤثر بر دل ما داشته باشد .

2- ذکر و یاد خدا : اگر خدا را یاد کنیم خدا نیز ما را یاد خواهد کرد { فاَذْکرُوْنِی اَذْکرْکمْ } و این به نفع ماست و اگر خدا را یاد نکنیم خدا نیز ما را یاد نخواهد کرد { نَسُوا اللهَ فَنَسِیهُمْ } و این به ضرر ماست .

یاد خدا در سه چیز است : الف ) اسماء و صفات عظیم پروردگار و توحید او . ب) امر و نهی پروردگار و حلال و حرام او . ج) شناخت نعمتهای پروردگار

3- دعا : دعایی که از دل و زبان باشد .

4- علم و دانش : عبدالله بن عباسط می فرماید : «  جهل و نادانی دشمن است که این دشمن را تنها با علم می توان از بین برد»

5- نظم و برنامه ریزی در اعمال شبانه روزی : توصیه ابوبکر (رضی الله عنه) به عمر(رضی الله عنه) : « بدان که برای خداوند حقی است که در روز باید انجام بدهی که در شب پذیرفته نمی شود و برای خداوند حقی است که در شب باید انجام بدهی که در روز پذیرفته نمی شود و بدان که تا وقتی فریضه را انجام ندادی نافله و سنت از تو پذیرفته نمی شود»

6- محیط مناسب و اطرافیانی که با آنها رابطه داریم .

7- هماهنگی خواسته هایمان در این دنیا با استعدادها و امکاناتمان .

8- کثرت و تنوع کار خیر و اعمال صالح .

9- اهتمام به فقرا و یتیمان . روزی یکی از اصحاب از قساوت قلبش پیش پیامبر شکایت کرد که پیامبر صلی الله علیه وسلم به او گفت : « غذا به مسکین بده و دست بر سر بچه ی یتیم بکش که قساوت قلبت بر طرف می شود

10- وادار کردن نفس به انجام کارهای خیر .

11- ترسیدن از سوء خاتمه .

12- محاسبه کردن نفس در دنیا قبل از اینکه در فردای قیامت به حساب ما برسند .اگر ما در دنیا اعمال خود را محاسبه کنیم حساب آخرت آسانتر می شود .جستجو کردن عیوب دیگران مانع از آن می شود که عیوب خود را یافته و اصلاح کنیم و کبر و غرور بر ما مسلط می شود .

13- یاد مرگ و بعد از مرگ . ( قبر، عالم برزخ و قیامت )

راههای یاد مرگ :

1-     رفتن به قبرستان و زیارت قبور .رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود : « در ابتدا شما را از رفتن به قبرستان نهی می کردم اما حالا قبرستان را زیارت کنید زیرا دل را نرم می کند، چشمها را اشکبار می سازد و آخرت را بیاد انسان می آورد .»

2-     عیادت مریض .

3-     بر بالین شخص محتضر ( کسی که در حال جان دادن است ) نشستن .

4-      یاد مرگ در خلوت .

5-      یادآوری مرگ به یکدیگر .

فواید یاد مرگ :

1-     انسان زودتر توبه می کند و توبه را به تاخیر نمی اندازد .

2-      انسان به آنچه خدا به او داده راضی و قانع می شود

3-      عبادت برای انسان نشاط آور می شود و با میل و رغبت بسوی عبادت می رود.

14- همراه شدن با حرکات و فعالیتهای دینی و اسلامی. در فعالیتهای دینی با هر وسیله ای که بتوانیم مانند ؛ مال، علم، دعا و .....شریک باشیم .

          منبع : روناکی  ،      

         بر اساس چکیده ای از سخنان شیخ محمد رحیمی پیرامون ضعف ایمان رمضان 1381هـ .ش - 1423 هـ .ق

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 9:2 AM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

سلام بچه ها  بچه ها بیاین این وبلاگ یکم شلوغش کنین نظر بدینا از اینا برای زبان بحث شیرین نمره تابلو نباشه ۱ روزه زدیمش مرسییییییییییی

www.qube4.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 3:52 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

منم فریما ام !!!!!!

سلام!!!

گفتم منم اینجا یه اسمی ازم باشه!اخه هر چی باشه عضو این گروهه ام دیگه!!!!!!!!

خوشبختم!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 1:41 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

.....

سلام بچه ها یه مطلب می ذارم جالبه یکمم وبلاگ از این فضای سیاسی در میاد در ضمن از دوستانم خواهشمندم بحث های سیاسی نکنید ما مطلب رو می ذاریم قضاوت با خواننده بهتره خودمون نتیجه گیری نکنیم

رمزهاي اعجاز آميز قرآن منحصراً از اين قرارند :
1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است.
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19).
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.
4- سوره علق 19 آيه دارد.
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد.
6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.
7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است.
8- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19) .
9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19).
10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» مي باشد. (آيه 30) .
11- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين بيانيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف) اغاز مي شود . اين بيانيه 19 حرفي بالفاصله بعد از نزول آيه «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند» نازل شد . اين مراتب گواهي ارتباط آري از شبهه آيه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولين بيانيه قرآن «بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19) با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است.
12- آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31 سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا عدد 19 را انتخاب كرده است. پنج دليل زير را بيان مي فرمايد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 10:24 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

عاشورا

بابا ایییییییول بچه ها وبلاگ به این توپی خانم فدایی ببینه ترم دوم رو امتحان نداده ۲۰ رد می کنه

فضای وبلاگ انقدر معنوی شده سایت که باز می شه یه عالمه نور از مانیتور بیرون میاد

عینک دودیم پاسخگو نیست دیگه

اینم چندتا عکس جهت معنوی تر شدن فضا

 

پریا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 3:51 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

زیارت عاشورا

سلام  
امروز جاتون خالی تو مدرسمون یه مراسم زیارت عاشورا برگزار شد که واقعا عالی بود .فضایی خیلی معنوی  در نمازخونه ی مدرسه حاکم بود و یه سری ها هم با هر یا حسین مداح یه لیتر اشک میریختن .این جا بود که باید میگفتم این است شور حسینی .  این دفعه این مطلبم از جوگیریم نیست واسه اینه که با این ایام مناسبت داره یه چیزایی راجع به هدف های امام حسین در واقعه ی عظیم عاشورا میذارم امیدوارم خوشتون بیاد (یعنی امیدوارم فیض ببرید):



هدف عالى قيام امام حسين عليه السلام از زبان خود امام علیه السلام    
 

قيام مقدس و پرشكوه امام حسين(ع)ريشه در انحراف هاى بـنيادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. اين انحراف ها زائيده انحراف حكومت اسلامى از مسير اصلى خود از سقيفه به بـعد بـود. كه پس از شهادت على(ع)كلا بـه دست سلسله سفيانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاريخى, سران اين حزب هيچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسيدن پيامبر اسلام(ص)را, جلوه اى از پيروزى تـيره بـنى هاشم بـر تـيره بـنى اميه, در جريان كشمكش قبيلگى در درون طايفه بـزرگ قريش مى دانستند(2). و بـا يك حـركت خـزنده, بـه تـدريج در پـوشش اسـلام بـه مناصب كليدى دسـت يافتند() و سرانجـام از سال چهلم هجـرى, حكومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى به دست اين حزب افتاد و پس از بيست سال حكومت معاويه, و بـه دنبـال مرگ وى, پـسرش يزيد بـه قدرت رسيد كه اوج انحراف بـنيادى, و جلوه اى آشكار از ظهور ((جاهليت نو)) در پوشش ظاهرى اسلام بود(3).امام حـسـين(ع)نمى تـوانسـت در بـرابـر چـنين فاجـعه اى سكوت كند و احساس وظيفه مى كرد كه در بـرابـر اين وضع, اعتـراض و مخالفت كند. سخنان, نامه ها و ساير اسنادى كه از امام حسين(ع)به دسـت ما رسـيده, بـه روشنى گوياى اين مطلب اسـت. اين اسناد بـيانگر آن است كه از نظر امام, پـيشوا و رهبـر مسلمانان شـرائط و ويژگى هايى دارد كه امويان فـاقـد آنها بـودند و اسـاس انحراف ها و گمراهيها اين بود كه عناصر فاسد و غير لايق, تكيه بر مسند خلافت اسلامى و جايگاه والاى پـيامبـر زده بـودند و حاكميت و زمامدارى آنها, آثار و نتائج بـسيار تلخ و ويرانگرى بـه دنبـال آورده بود.
چـند نمونه از تـاءكيدهاى امام در اين بـاره يادآورى مى شـود:
ويژگى هاى پيشواى مسلمانان

1 - در نخستين روزهايى كه امام حسين(ع)در مدينه, بـراى بـيعت جهت يزيد, در فشار بود, در پاسخ وليد كه پيشنهاد
بيعت بـا يزيد را مطرح كرد, فـرمود: اينك كه مسـلمانان بـه فـرمانروايى مانند يزيد گرفتار شده اند, بايد فاتحه اسلام را خواند(4).
2 - امام ضمن پاسخ نامه هاى كوفيان, نوشت:
... امام و پيشواى مسلمانان كسـى اسـت كه بـه كتـاب خـدا عمل نموده راه قسط و عدل را در پـيش گيرد و از حـق پـيروى كرده بـا تمام وجود خويش مطيع فرمان خدا باشد(5).
3 - امام حـسـين(ع)هنگام عزيمت بـه سـوى عراق در منزلى بـنام ((بيضه)) خطاب به ((حر)) خطبه اى ايراد كرد و طى آن انگيزه قيام خود را چنين شرح داد:
((مردم! پـيامبـر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانى بـا حكومت ستـمگرى مواجـه گردد كه حـرام خدا را حـلال شمرده و پـيمان الهى را درهم مى شكند, بـا سنت و قانون پـيامبـر از در مخالفت درآمده در ميان بـندگان خـدا راه گناه و معصـيت و تـجـاوزگرى و دشـمنى در پـيش مى گيرد, ولى او در مقابـل چنين حكومتى, بـا عمل و يا بـا گفتار اظهار مخالفت نكند, بـرخـداوند است كه آن فرد(ساكت)را بـه كيفر همان ستمگر(آتش جهنم)محكوم سازد.
مردم! آگاه باشيد اينان(بنى اميه)اطاعت خدا را ترك و پيروى از شيطان را بـر خود فرض نموده اند, فساد را تـرويج و حدود الهى را تعطيل نموده فى را(كه مخصوص بـه خـاندان پـيامبـر است)بـه خـود اختصاص داده اند و من بـه هدايت و رهبـرى جامعه مسلمانان و قيام بـر ضد اين همه فساد و مفسدين كه دين جدم را تغيير داده اند, از ديگران شايسته ترم ...)) (6).
حاكميت بـنى اميه كه امام در اين سخنان بـه گوشه هايى از آثـار سوء آن اشاره نموده, در شوون مختـلف جامعه اسلامى اثر گذاشتـه و فساد و آلودگى و گمراهى را گستـرده و عمومى ساخـتـه بـود. امام حسين(ع)در موارد متعددى انگشت روى اين عواقب سوء گذاشتـه و بـه مردم هشـدار داده اسـت كـه بـه چـند نمـونه آن اشـاره مـى شـود:
محو سنتها و رواج بدعتها

آن حـضرت پـس از ورود بـه مكه, نامه اى بـه سران قبـائل بـصره فرستاد و طى آن چنين نوشت:
((...اينك پيك خود را بـا اين نامه بـه سوى شما مى فرستم, شما را به كتاب خدا و سنت پيامبـر دعوت مى كنم, زيرا در شرائطى قرار گرفته ايم كه سنت پيامبر به كلى از بين رفته و بـدعتها زنده شده است, اگر سخـن مرا بـشنويد, شما را بـه راه راسـت هدايت خـواهم كرد...)) (7). ديگر به حق عمل نمى شود.
حسين بـن على(ع)در راه عراق در منزلى بـه نام ((ذى حـسم)) در ميان ياران خود بـه پـا خـاست و خـطبـه اى بـدين شرح ايراد نمود:
پـيشامدها همين است كه مى بـينيد, جـدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتيها آشكار و نيكيها و فضيلتها از محيط ما رخت بر بسته است و از فضيلتها جز اندكى مانند قطرات تـه مانده ظرف آب بـاقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى بـرند و صحنه زندگى, همچون چراگاهى سنگلاخ, و كم علف, به جايگاه سخت و دشوارى تبـديل شده است.
آيا نمى بينيد كه ديگر بـه حق عمل نمى شود, و از بـاطل خوددارى نمى شود؟! در چـنين وضعى جـا دارد كه شخص بـا ايمان(از جـان خود گذشتـه)مشتـاق ديدار پـروردگار بـاشد. در چنين محيط ذلتـبـار و آلوده اى, مرگ را جـز سعادت; و زندگى بـا ستـمگران را جـز رنج و آزردگى و ملال نمى دانم...)) (8).
مسخ هويت دينى مردم

حاكميت زمامداران اموى و اجراى سياست هاى ضد اسلامى توسط آنان, هويت دينى مردم را مسخ كرده ارزشهاى معنوى را در جامعه از بـين برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل ((ذى حسم)) فرمود:
((...مردم بندگان دنيايند, دين بـه صورت ظاهرى و در حد حرف و سخن در زبـانشان مطرح مى شود, تا زمانى كه معاش و زندگى ماديشان رونق دارد, در اطراف دين گـرد مىآيند, اما زمانى كـه بـا بـلا و گرفتارى آزمايش شوند, دينداران در اقليت هستند.
پيام جاويد قيام امام حسين(ع)

پيام قيام با شكوه سيدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نيست, بلكه اين پـيام پـيامى جاويد و ابـدى است و فراتـر از محدوده زمان و مكان است, هرجا و در هر جامعه اى كه به حق عمل نشود, و از بـاطل خوددارى نشود, بدعتها زنده, و سنتها نابـود شود, هرجا كه احكام خدا تغيير و تحريف يابد و حاكمان و زمامداران بـا زور و ستمگرى بـا مردم رفتـار كنند, در هر جـامعـه اى كه ويژگى هاى جـاهليت را داشته باشد آن جامعه, جامعه اى يزيدى بـوده, و مبـارزه و مخالفت بـا مفاسد و آلودگى ها و آمران و عاملان آنها, كارى حـسينى خواهد بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاین پاورقی ها رو بخونید بدرد میخوره
پاورقيها:
1 - سـيدعـليخـان مدنى, الدرجـات الرفيعـه, ص 243, ابـن ابـى الحديد, شرح نهج البلاغه, ج8, ص 257 - مسعودى, مروج الذهب, ج3, ص 454 ضمن شرح حال ماءمون عباسى.
2 - ابن ابى الحديد, همان كتاب, ج9, ص 53(خطبه 139) و نيز ج2, ص 44 - 45 - ابن عبـدالبـر, الاستيعاب فى معرفه الاصحاب(در حاشيه الاصابه)ج4, ص 87.
- اين حركت از اواخر خلافت خليفه دوم آغاز گرديد كه معاويه از طرف وى به حكمرانى شام منصوب شد و مدت پنج سال در اين سمت باقى بـود و در تـمام مدت خلافت عثـمان نيز(12 سال) در اين منصب ابـقا گرديد و از همـان سـالـها روياى خـلافـت آينده خـود را مـى ديد و پايه هاى آن را مى ريخت و در اواخـر خـلافت عثـمان, در واقع وى در مدينه خليفه تشريفاتى بود و تصميم گيرنده اصلى, حاكم مقتدر شام بود.
3 - نگاه كنيد به: امام حسين(ع) و جـاهليت نو, جـواد سليمانى, قم, انتشارات يمين.
4 - سيد بن طاووس, اللهوف فى قتلى الطفوف, ص 11.
5 - طبرى, تاريخ الامـم والـمـلـوك, ج6, ص 196 - شـيخ مـفـيد, الارشاد, ص 204.
6 - طبرى, همان كتاب, ص 229 - ابـن اثير, الكامل فى التاريخ, ج4, ص 48.
7 - طبرى, همان كتاب, ص 200.
8 - حسن بـن على بـن شعبـه, تحف العقول, ص 245 - طبـرى, همان كتاب, ص 239.

کیانا
   
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 2:15 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

یاحسین

سلام

شهادت سومین اختر تابناک آسمان ولایت امام حسین علیه السلام ویاران باوفای ایشان رو تسلیت میگم:

فرياد سرخ     
مانده بودم غيرت حيدر به فريادم رسيد

در وداعي تلخ پيغمبر به فريادم رسيد


طاقتم را خواهش اكبر در آن ظهر عطش


برده بود از دست انگشتر به فريادم رسيد  


انتخابي سخت حالم را پريشان كرده بود

شور ميدان داري اكبر به فريادم رسيد


تا بكوبم پرچم فرياد را بر بام ماه  

كودك شش ماهه ام اصغر به فريادم رسيد


تا بماند جاودان در خاك اين فرياد سرخ

خيمه آتش گشت و خاكستر به فريادم رسيد


جبرئيل آمد بخوان، قرآن بخوان، بي سر بخوان

سبزي از نيزار ديدم سر به فريادم رسيد
نيزه ها و تيرها و تيغ ها كاري نكرد  

تشنه بودم وصل را خنجر به فريادم رسيد



کیانا

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 7:57 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

خبر

سلام
بعداز گذروندن  ایام امتحانا گفتم بیام یه سری به وبلاگ بزنم ببینم تو چه  وضعیه . از پریا و بخصوص سارا نهایت تشکر رو واسه مطالب خوبشون دارم .سارا!  از مطلب قبلیت خیلی خوشم اومد منم جو گیر شدم گفتم یه خبری راجع به  تظاهرات های توی دنیا بنویسم . سارا حق داره که میگه  چرا این آمریکایی ها  تظاهرات نمیکنن ولی وقتی فهمیدم یه سری ها هنوز به فکرن و اونقدر معرفت دارن که از خونشون بیان بیرون و یه اعتراضی بکنن دلم شاد شد.

نوشته زیر یه خبر از سایت مرکزی خبر ایران هست.لازمه که بدونید این مردم با معرفت فعلا از برلین و لندن و پاریس کارشونو شروع کردن که در ادامه مطلبو میذارم:





به گزارش واحد مرکزی خبر ، بیش از بیست هزار نفر از مردم و مسلمانان مقیم المان امروز در حالی که پرچم فلسطین و تصاویر شهدای مردم بی دفاع غزه را در دست داشتند، با سردادن شعارهای مرگ بر اسرائیل ، اسرائیل قاتل زنان و کودکان است و هولوکاست واقعی در غزه رخ می دهد، توقف حملات صهیونیست ها به شهر غزه را خواستار شدند.

انبوه تظاهرکنندگان که با وجود سرمای بسیار شدید در این راهپیمائی شرکت کرده بودند همچنین با شعار مرکل شرمت باد ، حمایت صدر اعظم المان را از جنایات رژیم صهیونیستی در غزه محکوم کردند.

راهپیمائی امروز در شهر برلین در نوع خود بی نظیر بود بطوری که کنترل خشم تظاهرکنندگان از دست نیروهای امنیتی المان خارج بود و پلیس المان همه مسیرهای حرکت تظاهرکنندگان را به سوی سفارت امریکا ، انگلیس و اسرائیل بطور کامل بسته بود.

همچنین دهها هزار نفر از مسلمانان و دیگر شهروندان مقیم پاریس امروز در راهپیمائی ضد صهیونیستی در این شهر جنایات اسرائیل را در غزه محکوم کردند.

تظاهرکنندگان در شعارهای خود همچنین با محکوم کردن سکوت مجامع بین المللی و نیز دولتهای عربی در قبال کشتار مردم

بی دفاع غزه، از رسانه های فرانسه نیز به علت انعکاس ندادن واقعیات در این زمینه به شدت انتقاد کردند.

در این راهپیمائی که تحت تدابیر شدید امنیتی انجام شد تظاهرکنندگان علیرغم سیاست های دولتمردان پاریس، بر اعمال فشار علیه رژیم صهیونیستی برای توقف جنایات این رژیم تاکید کردند.

راهپیمایی ضد صهیونیستی در لندن، با حضور ده ها هزار نفر و با پرتاب بیش از هزار لنگه کفش به سمت دفتر نخست وزیر انگلیس برگزار شد.

تظاهر کنندگان امروز پس از تجمع در مرکز لندن، به سمت میدان ترافالگار راهپیمایی کردند و با فریاد مرگ بر اسراییل "فلسطین آزاد باید گردد"، "قدس ما در راهیم" و "اسرائیل تروریست است" جنایات اسرائیل را در نوار غزه محکوم کردند.

پس از تجمع راهپیمایان در میدان ترافالگار، تظاهرکنندگان به سخنرانانی همچون کن لوینگستون، شهردار پیشین لندن، جرمی کوربین، نماینده مجلس انگلیس، اناس تکریتی، رئیس سازمان ابتکار عمل مسلمانان انگلیس، لیندزی جرمن، معاون ائتلاف"جنگ را متوقف سازید" جورج گالووی، رئیس حزب ریسپکت و نماینده مردم لندن در مجلس انگلیس، گوش فرا دادند.

سخنرانان با تشبیه اسرائیل به رژیم نژادپرست پروتوریا در آفریقای جنوبی، از سکوت دولت های آمریکا، اروپا و عرب انتقاد کردند.

علاوه بر لندن، در شهرهای دیگر انگلیس همچون ادینبورو، منچستر، کاردیف، هال، گلاسگو و بیرمنگهام نیز هزاران نفر دست به تظاهرات زدند تا نفرت خود را از نسل کشی رژیم اسرائیل در غزه نشان دهند. این تظاهرات، در ادامه تظاهرات همه روزه صورت گرفت که از ابتدای حملات اسرائیل به غزه، در برابر سفارت رژیم صهیونیستی و مصر در لندن و نیز در دیگر شهرهای انگلیس انجام شده است.

بیش از سی سازمان اسلامی، یهودی و مسیحی از تظاهرات بزرگ امروز در شهرهای انگلیس حمایت کرده اند و علاوه براقشار گوناگون، سیاستمداران، هنرپیشه گان، خوانندگان، نویسندگان و شماری از نمایندگان مجلس انگلیس نیز در این تظاهرات و راهپیمایی اعتراض آمیز شرکت کردند. شماری از تظاهر کنندگان در زمان عبور از برابر ساختمان نخست وزیری انگلیس، کفش های خود را به نشانه اعتراض به حمایت دولت انگلیس از جنایات اسرائیل، به سمت دفتر گوردون براون، نخست وزیر، پرت کردند.


در  ضمن از اونایی که مارو از لطفشون محروم نمیکنن و یه نظری میدن تشکر می کنم.

کیانا


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 11:11 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

فلسطین

الان از تلویزیون داشت غزه رو نشون میداد.چقدر حالم گرفته شد. آخه این مردم فلسطین چه گناهی کردن که باید این جوری هلاک بشن؟؟؟؟

من خودم تا چند وقت پیش از اونایی بودم که می گفتم فلسطین به ما چه ربطی داره، مگه ما خودمون نیازمند نداریم و ازین حرفا... ولی واقعا الان که با خودم فکر می کنم و خودمو جای اونا می ذارم  می بینم چقدر اشتباه میکردم. اونا هم آدمن. مثل خودمون. ما یکی از بستگان تقریبا نزدیکمون میمیره کلی ناراحت میشیم حالا این بی چاره ها چندین ساله دارن زیر دست این آشغالا کشته میشن و خانواده هاشون رو از دست میدن. واقعا این اسرائیلی ها چه جوری میخوان جواب این خونایی که به ناحق ریخته شده رو بدن.

این آمریکا و کشورایی که دم از حقوق بشریت می زنن و برای حقوق سگاشون هم راهپیمایی و اعتراض می کنن چرا خفه شدن؟؟؟؟؟ چرا اجازه میدن این همه کودک بی گناه کشته بشه؟؟؟؟ اینا که این همه دم از حقوق بشر می زنن چرا جلوی این همه کشتار رو نمی گیرن؟؟؟؟؟؟

امشب شب عیدشون و کریسمس، بچه های فلسطینی زیر آوار ها باید جون بدن یا در غم از دست دادن خانوادشون گریه کنن اونوقت بچه های اونا غرق در خوشی و شادی و سرگرم هدیه ی کریسمس و از این حرفا باشن...

حالا از حق نگذریم مردم خوبی دارن و از خیلی از ما مسلمونا که ادعای ایمان و مسلمونیمون میشه بهترن. تا حرف از فلسطین میاد من خیلی هارو دیدم میگن به ما چه ربطی داره، تقصیر خودشونه. اونوقت یه خانوم مسیحی بود می گفت من به آداب مسلمونا برای آزادی فلسطینی ها یه روز روزه گرفتم و دعا کردم یا تو روزنامه خوندم رافائل نادال و کاسیاس کمک های خیریه برای فلسطینی ها داشتن جمع میکردن.

نادال گفت بود:من انسان نیستم اگه امشب برم تو جشن سال نو شرکت کنم.

کاسیاس هم گفته بود : چطور با دیدن تصاویر غزه میتونم امشب برم و در بین شادی مردم باشم و بخندم.

تقابل ماه محرم و این فاجعه واقعا جالب بود. خدا کنه به حق این ماه این گرگای کثیف سزای این وحشی گری هاشون رو هرچه زودتر ببینن.

راستی نظر یادتون نره می خواهم نظرتون رو در این رابطه بدونم

سارا

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 6:53 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

حسن انتخاب

« حسن انتخاب »
 
"چون از خانه بیرون آمدم صدای منادی را شنیدم که سه نوبت مرا ندا کرد که : تو را به بهشت بشارت باد! من با خود گفتم که مادر به عزایت بنشیند، به جنگ فرزند رسول می‌روی و بشارت بهشت می‌شنوی؟"(1)
 
امام حسین (علیه السلام) در مسیر حرکت خود با لشکری مواجه شد. آن لشکر به فرماندهی حر بن یزید تمیمی، در گرمای طاقت فرسای نیمه روز آمدند تا در برابر حضرت قرار گرفتند. حر، از مردان شجاع و جنگی به شمار می‌آمد و بین مردم به پهلوانی و شمشیرزنی معروف بود. لذا مامور گشته بود تا از حضرت جدا نشود مگر آنکه ایشان را در کوفه نزد عبید الله ببرد. امام حسین (علیه السلام) نیز حاضر نشد همراه او برود و رو به اصحاب کرده و دستور بازگشت به مدینه را داد.
چون لشکر حر مانع حرکت حضرت شد، امام به حر فرمود: "مادرت به عزای تو نشیند، چه می‌خواهی؟"(2)
حر گفت : اگر کسی جز شما در چنین موقعیتی این سخن را به من می‌گفت، من هم همین دعا را برایش می‌کردم، ولی به خدا نمی‌توانم نام مادر شما را جز به بهترین وجه ببرم.
همین حسن ادب او نسبت به امام حسین (علیه السلام) و فاطمه زهرا (علیها السلام) (دختر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)) که حاکی از سعادت درونی او بود، باعث تغییر مسیر زندگی او شد.
گذشت و گذشت ...
اکنون عمر سعد از طرف عبیدالله فرمانده ی لشکر است(3) و روز، روز عاشوراست. حر چون فریاد کمک امام حسین (علیه السلام) را شنید از خواب غفلت بیدار شد و چون دید آن مردم به جنگ با حضرت مصمم شده اند، نزد عمر سعد(فرماند سپاه)  آمد و گفت : آیا تو با امام حسین (علیه السلام) جنگ خواهی کرد؟ عمر سعد گفت : آری به خدا، جنگی کنم که آسان ترین آن افتادن سرها و بریدن دست‌ها باشد.
بعد از اين صحبت اندک اندک به لشکر امام حسین (علیه السلام) نزدیک شد. شخصی به او گفت:‌‌ای حر! چه اندیشه‌ای داری؟ آیا می‌خواهی حمله کنی؟ حر پاسخش را نداد و لرزه به اندامش افتاد. آن شخص گفت: در کار تو سخت حیرانم، به خدا در هیچ جنگی تو را به این حالت ندیده ام و اگر از من می‌پرسیدند: دلیرترین مرد کوفه کیست، حتما اسم تو را به عنوان يكي از شجاع ترين ها نام مي بردم. این چه حالتی است که در تو مشاهده می‌کنم؟
حر گفت: به خدا، من خود را میان بهشت و دوزخ مختار می‌بینم و سوگند به خدا، هیچ چیز را به جز بهشت انتخاب نمی‌کنم، هرچند مرا پاره پاره کنند و بسوزانند.
حر تصمیم خویش را گرفته بود. لذا اسب خویش را تاخت و به امام حسین(علیه السلام) پیوست، در حالی که دست بر سر نهاده و می‌گفت:
«بار الها! به سوی تو بازگشتم، مرا ببخشای و توبه ی مرا بپذیر، که ترس در دل دوستان تو و فرزندان رسول تو افکندم.»
حر نزد امام آمد، سلام کرد و عرض نمود: فدایت شوم‌ ای پسر رسول خدا! این من بودم که راه بازگشتن را بر تو بستم و همراه تو شدم و بر شما سخت گرفتم، ولی گمان نمی‌کردم کار به اینجا بکشد! به خدا اگر می‌دانستم، هرگز به چنین کاری دست نمی‌زدم. سپس توبه نمود و درخواست کرد که اولین شخصی باشد که به میدان جنگ می‌رود ...
چون حر به میدان آمد، در میدان نبرد به مردم سخنانی گفت و آنها را موعظه کرد و سپس شروع به جنگ کرد و تعداد زیادی از لشکریان دشمن را کشت...
در آخرین لحظات که هنوز رمقی برای حر باقی مانده بود، چشمانش را باز کرد و حضرت را دید. لبخندی زد و پرسید:‌ای فرزند رسول خدا! آیا از من راضی شدید؟
امام حسین (علیه السلام) فرمود: "من از تو خوشنودم، خدا از تو راضی باشد." حر شاد شد و از دنیا رفت و امام (علیه السلام) با اصحابش برای او گریستند.(4)
کسی مانند حر بین دنیا و آخرت، آخرت را انتخاب می‌کند و شخصی همانند عمر سعد، جهنم را انتخاب می‌نماید. برخی به وعده‌های دنیا دلخوش نمی‌کنند، اما عده‌ای دیگر، آخرت را نسیه می‌دانند!(5) واقعه ی کربلا یکی از بارز ترین مواردی است که اختیار انسانها در انتخاب مسیر زندگی و سرنوشت خودشان را نشان می‌دهد، زیرا در اين واقعه کسانی بهشت را برای خودشان انتخاب کردند و عده‌ای جهنم را؛ اما براستی انتخاب ما چیست؟
 
(برگرفته
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 4:40 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

سلام امروز حسابی خورد تو حالملا توی دین و زندگی الحمدالله دفتر که نداشتیم ۲ نمره اینجوری پرید روزنامه دیواریمونم که نمره نده هیچی خدا کنه یه چیزی کم نکنه اینم ۲ نمره!!!!!!!!

دلم به همین یه و وبلاگ خوش بود که اینم گفت ماله ترم دومه!!!!!!!!!!!

حالا درسو بی خیال ما که به هیچ جایی نمی رسیم تو مدرسه لااقل کوانتوم بگم

واااااااااااییییییییی بچه ها یه چیزی خوندم تو کفشم:

کوارک و الکترون ذرات بنیادی شناخته شدن ولی نظریه دادن که کوارک از رشته هایی تشکیل شده که توی یه چیزی فراتر از ۳ بعد جهان و ۱ بعد زمان نوسان می کنند من که کامل نفهمیدم فقط می دونم ما این بعد زمان رو توی سیاره خودمون فقط داریم اونم اگه بخوایم می شه نباشه یعنی یه جورایی خودمون ساختیمش.!!!!!!!!!!!!

یه برنامه بود ساعت برنارد

توش یه دکمه می زد زمان متوقف می شد اینجا هم می تونیم این کارو بکنیم فقط باید خدای کوانتوم باشی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

راستییییی کلاس قرآن که میرم می خواد راجع به دین های گوناگون بگه خواستین بگین آدرس بدم بیاین شماام فقط باید با ماماناتون بیاین ساعت ۱۰ شب تموم می شه(اینم یکم دینی که معلم ۲۵ صدم بده لااقل)

راستی سارا توهم از فردا ترکیبیات بنویس کیانا هم که زبان بگه فریما و آنا هم یکم دینی بگین لاقل ۲ نمره اینو بگیریم

پریا

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 2:46 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

مکتوب

شبای امتحان به جای درس خوندن همیشه کتابای پائولو کوئیلو رو میخونم. به نظر من خوندن این کتابا از خوندن کتابای درسی بهتره، آخه حداقل آدم یه چیزی ازشون میفهمه به درد زندگیش می خوره در صورتیکه من از کتابای درسی هیچی نمی فهمم  .

کتاب مکتوب پائولو کوئیلو رو شاید ۳ بار خوندم، این بار چهارم که دارم میخونمش ولی هنوزم برام جالبه. یه چند تا از قسمتاشو می نوسم شاید شما هم خوشتون بیاد.

سوارکاری به دوستش گفت:

- بیا به کوهی برویم که خدا در آنجاست. می خواهم به تو اثبات کنم که تنها کاری که بلد است این است که از ما جیزی بخواهد، در حالی که به هیچ وجه کمکمان نمی کند که بارمان سبک تر شود.

دوستش گفت:

خب من هم به آنجا می آیم تا ایمانم را نشان بدهم.

شبانه به بالای کوه رسیدند و در تاریکی شب صدایی شنیدند :

ـ سنگ های روی زمین را بار اسبانتان کنید.

سوار کار اولی گفت:

ـ می بینی بعد از پیمودن چنین راه سر بالائی، تازه میخواهد بار سنگین تری را بر دوشمان بگذارد. من که اطاعت نمی کنم.

دومی همان کاری که گفته شده بود را انجام داد.و قتی به پای کوه رسید سپیده دم بود و نخستین پرتو های آفتاب بر سنگ هایی که سوارکار مومن حمل کرده بود میتابید.  ناب ترین سنگ های الماس بود!

ـ تصمیمات خداوند مرموز است، اما همیشه به نفع ماست!

 

زاهد خلوت نشینی یک سال تمام روزه گرفت. فقط هفته ای یک بار افطار میکرد. بعد ازین فداکاری از خدا خواست که مفهوم واقعی بندی از کتاب مقدس را بر او آشکار سازد.

هیچ جوابی نشنید. با خود گفت:

- ای وای چه جور وقتم را تلف کردم! بعد از این همه ایثار، خدا حتی جوابم را هم حتی نداد. بهتر است همه ی این ها را کنار بگذارم و راهبی را پیدا کنم که معنی آیه را میداند.

در آن لحظه فرشته ای بر او ظاهر شد و گفت :

تو از ۱۲ ماه روزه داریت تنها این بهره را بردی که باور کردی از بقیه بهتری و خدا جواب یک آدم خود پسند را نمی دهد. اما وقتی تواضع به خرج دادی و در صدد برآمدی که از دیگران کمک بخواهی، خدا مرا فرستاد.

سپس فرشته آنچه را که او می خواست برایش توضیح داد.

سارا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 12:36 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

.........

یه ۵ دقیقه ای بیشتر نیست که از سر کتاب ریاضی بلند شدم، داشتم دیگه می ترکیدم که بی مقدمه پریدم پای کامپیوتر، یه سر رفتم ایمیلم هیچ کدوم از بچه های خودمون نبودن ، فکر کنم همگی در حال خوندن بودن، اگه به بچه های مدرسه ی ماست که فکر کنم تا الان یه ۷-۸-۱۰ دوری رو دوره کردن

منم که بی کار ، اومدم اینجا گفتم یه چیزی بنویسم حوصلم سرنره، فقط موضوع ندارم که راجع بهش بنویسم، عید غدیر هم که خیلی وقت تموم شده ولی با این حال عیدتون مبارک! 

این سید بودن معلما هم یه مواقعی خیلی خوبه، مثلا معلم زبانمون قول داده به عنوان عیدی بهمون نمره بده ، معلم ریاضی مون هم سیده ولی فکر نکنم ۲۵ صدم هم به میان ترممون اضافه کنه

واسه خالی نبودن عریضه هم مطالبی درباره ی عید غدیر تو ادامه ی مطلب گذاشتم، میدونم تکراریه ولی شاید به دردتون بخوره:

سارا

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 6:10 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

سلام سلام من پریا ام

بچه ها یه چیز خیلی باحالی می خوام بگم البته خیلی بحث داره ها ولی خوبه بدونین

توی فیزیک یه مبحثی داریم به اسم فیزیک کوانتوم

من این مطلب رو از طریق کوانتوم اثبات می کنم

توی این دنیا همه چیز از مولکول ساخته شده این رو همه از ابتدایی بلدیم

مولکول هم از اتم ساخته شده

اتمم از نوترون پروتون الکترون (ببنید چقدر درسامو بلدم)

الکترون و نوترون که انرژی اند پروتون از ۳تا کوارک تشکیل شده که بازم اونا انرژی اند

خوب یعنی اتم شد انرژی مولکول هم که از اتم ساخته شده می شه انرژی گفتیم همه چیزم از مولکول ساخته شده که مولکولم انرژی هست!!!!!!!!!!!

پس یعنی همه چیز تو این جهان انرژی   یعنی تو این جهان ماده وجود نداره!!!!!!!!!!!!

حالا می گیم ما ماده داریم میز اینا همه ماده اند

خوب تو فیزیک می گن که این جهان همهش موجه(همون انرژی که گفتیم)

بعد گیرنده های مغز ما این امواج رو این جوری می گیرن و ما یک جسم رو اینجوری می بینیم

یعنی مثلا یه میز تو دنیای واقعی این شکلی نیست ما اینجوری می بینیم یعنی اصلا وجود نداره!!!!!!!!!!!!!

این جهان همش هولوگرام!!!!

یکم عجیب می شه

ما باورمون شده که تو آب فرو می ریم در صورتی که آبی نیست توطبیعت این موجه

حالا ما اگه از اول باورمون شده بود رو آب می شه راه رفت می تونستیم راه بریم!!!!!!!

اینایی که رو آب راه می رن اینو درک کردن

حالا آب که یه مثال فکر کنین با درک این چه کارهایی که نمیشه کرد!!!!!!!!!

من فقط می خواستم بگم که بدونیم اطرافمون چه خبر

امیدوارم خوشتون بیاد از این بحثا کتابم خواستین بگین تا معرفی کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 4:16 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

بدون شرح

سلام بچه ها من پریا ام اول از سارا نهایت تشکر رو به عمل پست پایینی

می دونین ما مسلمونا عادتمون هر کاری که می کنیم نمی شه یا به یه چیزی نمی رسیم می گیم خدا خواسته     یه حکمتی داره      قسمت نیست      یا خیلی از این حرفا

ماها عادتمونه به هر چی که نمی رسیم می گیم خدا خواسته می خوایم تنبلی خودمونو بندازیم گردن خدا من نمی فهمم خدا خواسته که الان کشور این جوری باشه    خدا خواسته ما جهان سومی باشیم یا صدتا چیز دیگه که بهش نرسیدیم هی می گیم خدا خواسته

به نظر من این خدا خدا کردن هممونو تنبل کرده یکی نیست برگرده بگه خدا من رو اورد تو این دنیا که چی کار کنم ما نیومدیم که فقط اکسیژن هوا رو هدر بدیم!!!!!!۱

خلاصه بگم به نظر من موقع مرگمون مهم نیست که بگیم من نماز قضا نداشتم من روزهام کامله یا از این جور چیزا

مهم انکه وقتی داری میمیری بگی من کشورم رو از نابودی نجات دادم من فلان کار رو برای کشورم کردم من از انسانیت بودنم من از آفرینشم یه سودی به این دنیا رسوندم مطمئن باشید که خدا اینجاها بیشتر کمک می کنه تو قرآن سوره عنکبوت نوشته ما این جهان را با نظم آفریدیم خوب این جهان این همه نظو داره ما هم اراده تو تفسیر قرآن گفتن خدا بعضی مواقع دخالت می کنه مثلا وقتی ما ازش بخوایم

حالا هی همه بشینید بگید خدا خواست خدا برای یکی بد نمی خواد برای یکی خوب

خوبه یبار خدارو همون جور که هست بتونیم بفهمیم یه بار باورش کنیم یه بار بگیم دوست داریم

پس کمکمون کن دنیا رو آباد کنیم و بهت برسیم ما می تونیم جهان سومی نباشیم اگه خدمون بخوایم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 2:12 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

قدم در وادی امن

 

امروز که داشتم کتاب دینی رو ورق میزدم که ببینم برای تدریس دینی باید چقدر بخونم با سیل عظیم مطالب روبه رو شدم که فشار خونم به ۱۶ رسید!!!!!! همون موقع بود که دلم میخواست پریا رو بکشم با این درس انتخاب کردنش!! حالا باید بشینیم کلی تفسیر آیه و مطالب دیگه پیدا کنیم، تازه باید تو وبلاگ هم ازین موضوع استفاده کنیم که واقعا من نمیدونم راجع به قدم در وادی امن چی جز یه سری نصیحت تکراری نوشت؟؟؟!!!!!

از وقتی از مشهد برگشتم خیلی آدم تر شدم تازه توبه هم کردم!!!!!! خودمم باورم نمیشه. ولی واقعا خیلی روم تاثیر مثبت گذاشته. راه رفت خیلی با بچه ها چرت و پرت گفتیم ولی راه برگشت خیلی مودب شده بودیم  حتی دیگه داشتیم فکر می کردیم داریم به پیامبری مبعوث می شیم!!!!جز چند نفر...... یادمه وقتی داشتیم میرفتیم زهرا به مسخره بهم گفت: سارا، حالا موقع برگشت میبینیم یه هاله ی نورانی دور سرته!!! ولی تقریبا هم همون شد. نه حالا یه هاله دوره سرم باشه ولی خیلی حرفایی که میزدم بهتر شد وحس میکنم روحم نورانی تر شده . میتونم قیافه هاتون رو موقع خوندن حرفام تصور کنم که تو دلتون دارید میگید کم چرت و پرت بگو!!!! ولی خوب حس دیگه کاریش نمیشه کرد.... میگم اگه به جز من و آنا و کیانا، فریما و پریا هم میومدن مشهد دیگه جدی جدی مطالب رو میذاشتیم تازه فرداش هم همگی با چادر و روبنده میرفتیم بیرون، کلی هم عطر حرم به خودمون می زدیم!! اگرهم سرما نخورده بودم و صدام مثل خروس نمیشد میرفتیم یه چند جا نوحه خونی و مداحی!

حالا این همه نوشتم، می خواستم بگم ما قدم در وادی امن گذاشتیم! تازه به ریسمان الهی هم کلی چنگ زدیم!!!!!!!

از شوخی گذشته وقتی تو حیاط حرم و صحن ها راه می رفتیم احساس سبکی می کردیم، واقعا حالت روحانی داشت و هیچ احساس خطری نمی کردیم. با خودم که فکر می کنم میبینم مکان های مذهبی آرامش خاصی به روح انسان میدن و یک جایگاه امن برای راز و نیاز با خداست و میتونیم تو اونجا با خودمون و خدای خودمون خلوت کنیم و بخوایم که خدا راه درست رو جلوی پامون بذاره. حیفه که آدم تنها یه بار به این دنیا میاد اونم راه اشتباه رو بره و سرنوشت خودشو با اشتباه های ریز و درشتش تباه کنه. از الان باید به فکر باشیم که راه خودمون رو انتخاب کنیم و تا نوجوانیم خودمون رو اصلاح کنیم و راه اشتباه و درست رو از هم تشخیص بدیم وگرنه شاید دیگه اصلاح پذیر نشیم. 

راجع به ادیان دیگه هم تحقیق کنید و بعدش دینتون رو انتخاب یا عوض کنید. ولی مطمئن باشید هیچ دینی به کاملی اسلام نیست چون من خودم تحقیق کردم این رو میگم. ولی حتما تحقیقتون رو بکنید چون باعث میشه از سر در گمی و شک دربیاید و خودتون هم دیگه درگیر این مسائل نمیکنید و راحت ترید.

سخنرانی هام تموم شد دیگه، باید برم سراغ درس و بدبختیم ولی خداییش برید یه کم به این حرفا فکر کنید،با خودتون صادق باشید. ببینید به نظر خودتون راهی که انتخاب کردید درسته، به جایی می رسید باهاش یا نه؟؟

سارا

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 9:34 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  | 

پوشش زن در ادیان الهی

 من خودم ازین مطلب خوشم اومد. لطفا شما هم نظر یادتون نره

 سپاس می گوییم خداوند رحمان را كه زن را مانند گلی زیبا و جواهری گرانبها افرید و حیا و صیانت را به او ارزانی داشت تا گوهر هستی را حفظ كند و مصون بماند.
به گزارش خبرگزاری زنان ایران «ایونا»زن همیشه در همه ادیان الهی و در كتب دینی به بهترین شكل توصیف و تمجید شده است .ادیان متناسب با فطرت او و بر حسب شرایط خاص زمانی,حفظ حجاب و پوشش را برای زنان در نظر گرفته اند .در ادیان زرتشت,یهودیت,مسیحیت و اسلام حجاب زن امری لازم و واجب شمرده شده .
در دوره زرتشت زنان از لباسهای بلند و روسری استفاده می كردند .حتی زنان اشراف علاوه بر اینان در خارج, از روبند برای پوشاندن صورت استفاده می كردند.زرتشت با پند و اندرزهای خود حجاب را تحكیم می بخشید و حتی بعد از او در زمان داریوش حجاب با الزام بیشتری در بین زنان معمول بود.

اهمیت حجاب در نزد زنان زرتشتی را در قضیه اسارت دختران كسری می توان دید كه با وجود تمامی تازیانه ها حاظر به كنار زدن حجاب خود نبودند.
همچنین در زمان یهودیت پوشش مناسب از جایگاه والایی برخوردار بود و در این دین علاوه بر حفظ حجاب به حفظ عفت در بین زنان بسیار تاكید می شده.زن یهود فقط می بایست خود را برای همسرش بیاراید و حق صحبت با مردان دیگر را نداشته الا از پشت پرده و محل عبادت مردان از زنان كاملا مجزا بوده است.
در كتاب مقدس انجیل در داشتن عفت و آراستگی به حیا و لزوم پوشیدن لباس مناسب بویژه در مراسم عبادی تاكید شده است.
به گزارش ایونا ،حواریون و بعد از آن پاپ ها و كاردینالهای بزرگ زنان را با پوشش به نزد خود می پذیرفتند و زنان مسیحی نیز تا قرن سیزدهم لباسی بلند در زمان عبادت به تن می كردند.
انچه از تصاویر مردم اروپا نشان داده شده ,زنان دارای لباسهای مناسب و پوشش سر بوده اند حتی زنان مسیحی ساكن ایران برای پوشاندن موهای خود از كلاه یا روسری نازك استفاده می كردند.
دین اسلام با در نظر گرفتن چهارچوبی متعادل و با آزادی زنان در تمامی عرصه های زندگی این امر را واجب دانسته و با توجه به فلسفه واقعی آن بدون ایجاد هیچ گونه محدودیتی زن را از قرار گرفتن در معرض خطرات ظاهری و باطنی محفوظ می دارد.
در سوره احزاب آیه 59 خداوند فرموده اند:ای پیامبر به زنان امتت بگو خود را بپوشانند تا به عفاف و حرمت شناخته شوند تا از جسارت و تعرض هوسرانان آزار نكشند.
شواهد و قوانین در كتب مختلف همه بیانگر ان است كه در طول تاریخ حیا بشر در نقاط مختلف جهان به نوع پوشش زن به طور كامل دقت می شده و لباسهای ملی هر كشور نشانگر ان بوده كه حجاب به ملت و امت خاصی اختصاص ندارد و این امر تا قرن بیستم رعایت می شده.
در اواخر قرن نوزدهم و پس از رنسانس كارخانه داران بزرگ اروپایی برای استفاده از زنان در محیط كار و تبلیغات زمینه آزادی به سبك غربی و كنار گذاشتن حجاب فراهم را فراهم كردند.
از دیدگاه جامعه شناسی نیز اشاره می شود :قوانین طبیعت حكم می كند كه زن خود دار باشد زیرا مرد با تهور آفریده شده.
 زیست شناسان نیز می گویند:نوعی احساس حیا و خجالت در جنس ماده وجود دارد كه منشا پیدایش حجاب زنان نیز همین احساس حیا است.
فرهنگهای غلط و استفاده های روز افزون از جسم زن جهت كسب درامد های بیشتر هر روز زنان را به فساد و تباهی نزدیكتر می كند و به ترتیب نیز تعالیم ادیان الهی به بوته فراموشی سپرده می شود.

بنابر این می توان این تضاد را از بین برد و راه آن داشتن عفت و حیا در زنان فهیم است..

 

سارا

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 7:22 PM  توسط سارا- پریا-کیانا- فریما- آناهیتا  |